فکه

فکه

اینجا فکه است همان جایی که لاله های ما را ناجوانمردانه کشتند

لب تشنه و بی سر و بی دست...

شک ندارم که از نوادگان شمر و یزیدید و کربلای ما هم امروز همان فکه و چزابه و شلمچه است.

ازکتاب یادها

امانمان را بریده بود تک تیر اندازمان را صدا زدم.با دست سنگری را نشانش دادم و گفتم:"حاجی اوناهاش اونجاس بزنش"

اسلحه اش را برداشت از دوربین اسحله نگاه کرد نشانه گرفت نفسش را حبس کرد.انگشت اشاره را گذاشت روی ماشه ...

اما   یک دفعه انگشتش را برداشت و اسلحه را پایین آورد

چندلحظه بعد دوباره نشانه گرفت .گفتم:" پس چرا دفعه اول نزدی؟؟"

گفت:" داشت آب میخورد"

فکه

/ 0 نظر / 6 بازدید